تبليغاتX
شکواییه ها یی از تاریخ

به نام خدا

به یادی حاجی

سلام امیدوارم ایام به کام شماها باشه .

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست . هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود . صحنه پیوسته به جاست.

حضرت ابراهیم نماد چه چیزی است ؟

فورا جواب می دهید نماد بت شکنی

چه بتی ؟

بتی که نمرودیان به پا کرده بودند.

نمرودیان چه کسانی بودند.؟

انسان های قدرت طلب و زیرک که پادشاهی عظیم در تاریخ جهان بنا کرده اند.

افکارشان چه بود؟  

هر چه ما می گوییم و می کنیم همان صحیح است و مردم دیگر اختیارشان دست ماست و ما خدای مردم هستیم .مرگ مردم و اندیشه آنها در دست ماست.

کسی حرفی دارد؟

اگر حرفی دارید . کافرید پس سزای سما مرگ است

نمرودیان چه شدند؟

ذلیل و خوار

نشانه چه بود ؟

پیروزی اندیشه بر جهل

و سوال اصلی

هنر ابراهیم چه بود؟

شکستن بت. من از شما سوال می کنم . آیا بت سنگی توان مقابله با انسان را دارد. یا اصلا ارزش مقایسه .

نه دوستان ابراهیم بت اندیشه را شکست . ابراهیم کاری کرد که پیغمبران دیگر خود را ادامه دهنده راه ابراهیم بیان کردند .

ابراهیم اندیشه غلطی که سالها در ذهن مردم جاهل به سر می برد شکست و گرنه شکستن بت سنگی هنر نمی خواهد . شکستن اندیشه غلط هنر می خواهد . ابراهیم گفت من ماه را عبادت می کنم بعد دید که ماه رفت . گفت خورشید را دید که آن هم رفت گفت که من خدایی که هنیشه هست را می پرستم . ژس از طریق اندیشه و تعقل خدای خود را شناخت . اگر می خواست مثل مردم دیگر باشد که هر چه اجدادشان می پرستیدند می پرستید که ابراهیم نبود . ابراهیم همان کسی بود که اندیشه را بر جهل پیروز داد و نماد اندیشه در تاریخ است.

و این حج و خانه خدا نماد تفکر انسانیت و اندشیه است و گرنه به خودی خود بتی بیش نیست . بیایید اندیشه حج را بفهیم ولی متاسفانه حج شده ......................

 

در اکثر سوره ه های قرآن می خوانیم افلا تعقلون . افلا تدبرون ( برای آنان که تعقل می کنند.)

و در آخر هم می خوانیم و اکثرهم لا یعقلون ( ولی اکثرشان تعقل نمی کنند)

..............

 

 

بیایید خدای خود را با اندیشه بشناسانیم که نه با تعصب . ازاد اندیش باشیم و حق گرا

 

 

برای شادی روح تمام آزاد اندیشان از دست رفته علی الخصوص حاج محمدجعفر گله دارزاده ذکر فاتح و صلوات

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 23:12  توسط محمد  | 


به نام خدا

 

به یاد دوست (حاج محمد جعفر گله دارزاده )

 

حاجی نمی دانی که چقدر دلم برایت تنگ شده

کجایی تا نوای یا حسین را برای ما بخوانی . صدایت هنوز در گوشم می پیچید . نمی دانم چرا هر و.قت کسی می میرد ما قدرش را می دانیم . اما حاجی یک استثنا بود نه تنها در تاریخ  بهبهان بلکه در تاریخ کل کشور از لحاظ من است. حاجی از همان دسته چهارمی بود که دکتر شریعتی در سخنهایش میگوید( که در پیام قبلی برایتان نوشته ام )

حاجی جان نمی دانم چه در سخنهایت می گفتی که شاگردانت این چنین شیفته تو بودند

نوحه هایت با چه طنینی خوانده می شد که همیشه در یادم زمزمه می شود

خدایت بیامرزد اشک توان نوشتن را به من  نمی دهد .

 

حسین که بود . حسین چگونه زیست . حسین چرا اینگونه رفت . و به قول شاعر این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست      این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست

تا به حال به این شعر چقدر توجه داشته اید و چه قدر از آن می دانید .

 

حسین رفت تا بگوید که چونه زندگی کنیم . دکتر شریعتی

 

در نوحه ها و عزاداری هایی که در تلوزیون می بینیم همه به صورت شور خوانده می شوند و نوحه های شوری معروفند اما آیا این نوحه ها و عزاداری ها شعوری هم هست ؟ نمی دانم؟ من که چنین فکر نمی کنم سالهاست که نوحه در تلوزیون و رادیو و کاست و ......  پخش می شود . چند درصد از شعور حسینی می گویند

من که می توانم به جرعت بگویم شاید هیچ ......  چرا

حسین حقیقت مطلق بود ، حسین عبادت مطلق بود ، حسین قرآن مطلق بود و حسین ، حسین مطلق بود .

امام حسین خواست تا بفهماند که چگونه زنذگی کنیم . آیا حسین همان حسین زخمی و زجر دیده است یا حسین عاشق

حسینی که کوچکترین بچه خود را اینگونه از دست داد آیا جز عشق او ثابت می کند آیا عشق جز شوق است، باید عاشق بود تا فهمید . از حضرت سجاد پرسیدند واقعه عاشورا چگونه بود : فرمود به والله جز عشق نبود .

ما که در نوحه ها و عزاداریهای که در تلوزیون و در جامعه می بینیم و می شونیم به والله عشق نمی بینیم . هدف حسین را نمی شونیم و فقط این را می شونیم که حسین را چگونه کشتند .

بیایید از عشق حسین بگوییم ، بیایید اشک عشق برای حسین بریزیم نه اشک غم

حسین هعشق است ، زندگی اش عشق است ، افکارش عشق است ، وجودش عشق است ، مهبودش عشق است ، هدفش عشق است و در آخر رفتنش هم عشق است .

حسین را باید حسین عاشق معرفی کرد نه حسین زجر دیده و غم کشیده

 

سوال من اینست مگر حسین نمی دانست که اینگونه شهید می شود . مگر نمی دانست بعد از او بازماندگانش این چنین بر سرشان می آید ؟ اگر قبول داریم که حسین می دانست و این از علم حسین بود پس چرا حسین رفت !

حسین بیشتر از آّب تشنه لبیک بود ، افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را به ما نشان دادند . ( دکتر شریعتی)

 

در آخر یادی از حاج محمد جعفر گله دارزاده ( استاد بزرگوارم ) بکنم . آری به جرات می توانم بگویم که حاجی یکی از محدود کسانی بود که حسین را شناخته بود . در نوحه هایش از شعور حسین ( البته با شور) میگفت ، حسین را شناخت و حسینگونه زندگی کرد بازم یادش بخیر

 

 یک شعر برایش

                  چنانت دوست می داری

                                        که گر روزی فراق افتد

                 تو صبر از من توانی کرد

                                           و من صبر از تو نتوانم

جمله معروف حاجی

خدایا شور حسینی را به ما دادی  ، شعور حسینی را هم نصیب ما فرما

 

شادروان حاچ محمدجعفر گله دارزاده

 

شادی روح پاک حاج محمدجعفر گله دارزاده ( همان بزرگمرد عاشورایی ) ذکر فاتحه وصلوات

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 23:41  توسط محمد  | 

به نام خدا

به یاد دوست ( حاج محمدجعفر گله دارزاده)

با سلام و عرض ادب و ارادت خدمت تمام دوستان عزیز

متاسفانه  به علت بعضی مشکلات مثل درس خوندن نتونستم وبلاگم رو به روز کنم و حالا هم زیاد حرفی ندارم برا گفتن ولی انشاء الله به زودی حرفهای خیلی زیادی برا گفتن دارم و فقط خواست یه پیام درباره  مردمانی که به خانه خدا اعزام شده اند بذارم و دیگر تا بعداً

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید    

          معشوق همینجاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه دیوار به دیوار   

     در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بی صورت معشوق ببینید  

                   هم کعبه و هم خانه و هم خواجه شمایید

 

حضرت مولانا

 

شما تا چه اندازه به حج رفتن اعتقاد دارید و حج واقعی از نظر شما چیست؟

خواهشمندم نظ خود را برا ما بگزارید.

با تشکر

 

و اما یه جمله که خیلی حیفم میاد نگم

لحظه را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از اینکه خوشبختی همان لحظه هایی بود که گذشت

دکتر شریعتی

 

                      

برای شادی بزرگمرد عاشوراییمان

حاج محمد جعفر گله دارزاده ذکر فاتحه و صلوات

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 22:26  توسط محمد  | 

به نام خدا

به یاد دوست ( حاج محمدجعفر گله دارزاده)

حرفهایی هست برای نگفتن، حرفهایی که هرگز سربه ابتذال گفتن فرود نمی آورد

حرف های خوب و بزرگ و ماورایی همین هایند

سرمایه هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

 

عشق آمدنی بود نه آموختني

 

و شما مومنان به آنان که غير خدا را می خوانند دشنام مدهيد تا مبادا آنان هم از روی دشمنی و جهالت خدا را دشنام دهند

در دشمنی دورنگی نيست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ريا بودند

 

هرگاه خواستی خردمند را از نادان بازشناسی با او از کارهای نا ممکن و محال سخن بگوی. اگر پذيرفت بدان که احمق است وگرنه عاقل

 

*انسان هرچه بالاتر رود احتمال ديدن وصله شلوارش بيشتر است

 

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جريان آب حرکت کند

 

اگه آدما همونقدر که در صحبت کردن توانا هستن.در سکوت کردن هم توانا بودن زندگی خيلی زيباتر از اين ميشد

 

زندگی را با بیداری و با چشمانی باز بگذرانیم که سالها چشم بسته خواهیم خفت.

 این جمله هایی بو.د از ابر مرد تاریخ ایران زمین دکتر علی شریعتی

 

اگه چیزی رو بدست نیاوردی، فراموشش کن و اگه نمی تونی چیزی رو فراموش کنی، بدستش بیار. (شکسپیر)

 

تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد. (پائولو کوئیلو)

 

هرگز به احساساتی که در اولین بر خورد از کسی پیدا می کنید نسنجیده اعتماد نکنید.(آناتول فرانس)

 

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنستکه بعداز هر زمین خوردنی برخیزی ( گاندی)

 

برای انسان تیره بخت، مرگ تخفیف در مجازات زندان زندگی است. (الکساندر چیس)

 

عاقل آنچه را كه میداند نمیگوید ولی آنچه را كه میگوید میداند. (ارسطو )

 

هیچ چیز ارزشمند تر از همین امروز نیست. (گوته)

 

در عالم دو چیز از همه زیباتر است: آسمانی پرستاره و وجدانی آسوده. (کانت)

 

هیچ چیز ارزشمند تر از همین امروز نیست. (گوته)

 

انسانها شکست نمی خورند، بلکه دست از تلاش می کشند.

 

بزرگترین ضعف انسان، کوچک شمردن یا دست کم گرفتن خود می باشد.

 

تواناترین مترجم كسی است كه سكوت دیگران را ترجمه كند!!!( باغچه بان)

 

وقتی یه سیب گاز میزنی و یک کرم درسته میبینی زیاد ناراحت نشو، چون ممكن بود یه سیب گاز بزنی و یه كرم نصفه ببینی (شکسپیر)

 

اگر هر کس به اندازه دانشش صحبت میکرد چه سکوتی بر جهان حکم فرما می شد.( ناپلئون)

.

.

.

انسانها بر چهار دسته اند :

دسته ی اول : آنهایی که موقعی که هستند هستند و موقعی که نیستند نیستند. ( اکثر مردم)

دسته ی دوم: کسانی که هنگامی که هستند نیستند و هنگامی که نیستند نیستند ( مردمی که در دنیا غرق شده اند)

دسته ی سوم: آنهایی که موقعس که هستند هستند و موقعس که نیستند  هستند ( انسان های درستکار و اندک)

دسته ی چهارم : مردمانی که هنگامی که هستند نیستند و هنگامی که نیستند هستند ( موقعی که ما از دستشان می دهیم می دانیم چه گوهرهایی را از دست داده ایم و این دسته تعدادشان حتی به اندازه انگشتان دست هم نمی رسد.)

علی شریعتی

 

چه دیر می فهیم زندگی همان روزهایی بود که سپری شدنش را آرزو می کردیم.  ( آنتونی رابین)

 

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خوشنود باش و ما رستگار

 

 

 

برای شادی روح حاج محمد جعفر گله دارزاده ذکر فاتحه و صلوات


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 13:12  توسط محمد  | 

به نام خدا

به یاد دوست (حاج محمد جعفر گله دارزاده)

دستهایی که کمک می کنند بهتر از لبهاییست که دعا می گویند.

کورش بزرگ

خیلی وقته پیام نگذاشتم روی وبلاگ ولی حالا با تفکراتی جدیدتر می نویسم.

وقتی به بشریت می نگرم که این بشر چیست به ناخودآگاه بغض در گلویم میگیرد.

آیا تا به حال با خود فکر کرده اید بشر چیست ؟ بشر کیست؟ بشر برای چه است؟ برای چه می آید . برای چه می میرد.

چرا یکی بزرگمردانه زندگی می کند و یکی در پستی. چرا چرا چرا چرا چرا

به فیلم امام علی نگاه میکردم در ماه رمضان همین امسال از طریق شبکه icc

در جنگ نهروان بود که یکی از یاران علی برای دعوت کردن خوراج به راه راست با آنها صحبت می کرد به آنها گفت آیا می دانید که شما با چه کسی دارید جنگ می کنید . می دانید که با شیر خدا فاتح خیبر .امام مسلمین . قاری قرآن . قرآن ناطق .جانشین رسول خدا و ووووو . آیا میدانید چه می کنید .

 نهروانیان جواب دادند می دانی که تمام آنهایی که در مقابله علی ایستاده اند همه قاری و حافظ قرآنند و بیشترین نمازها را می خوانند.

یک لحظه جا خوردم گفتم وای وای

 اگر هم ندانیم که برای چه نماز می خوانیم و یا برای چه قرآن می خوانیم ما که از خوارج بدتریم .

آیا ما فقط نماز را بخوانیم و خم وراست شویم و قرآن را بخوانیم و نداییم که برای چه می خوانیم و چه هدفی دنبال می کنیم (مثل نهروانیان) . نه دوستان

شرطهایی در زندگی وجود دارند که واجب تر از نماز و قرآن هستن . نمی خواهم در این جا منزلت این دو مهم را پایین بیاورم ولی

سخن من این است که باید اول به معرفت نماز برسیم و

 با خدایی تک ، هر دین و مذهب ، روحی آرام ، عزمی راسخ ، خنده ای بر لب ، خدمتی به خلق زندگی کنیم. ( ان شاءالله)

ترجیح میدهم روی دوچرخه ام باشم و به خدا فکر کنم تا این که در کلیسا باشم وبه دوچرخه ام فکر کنم.

انیشتسن.

......

.....

آری فرق انسان های بزرگ با انسان های پست در یک جمله است.

اگردین ندارید آزاده باشید. امام حسین(ع)

بیایید فکرکنیم و با خود بگوییم ما اصلاً برای چه هستیم . برای که هستیم و برای چه می آییم و برای چه می رویمم.

مغزها را شست وشویی لازم است.

کاش به جای ظاهر بینی ها به درون قضیه  هم کمی می نگریستسم . برای چه نماز خواندن بهتر از خود نماز خواندن است.

خدایا شعور حسینی را به ما عطا فرما.

و جمله آخر

برای انسان های بزرگ بنبستی وجود ندارد چون بر این باورند که یک راه خواهند یافت یا یک راه خواهند ساخت.

به امید دیدار.

به یاد استاد عزیزم حاج محمد جعفر گله دارزاده ذکر فاتحه همراه با صلوات .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 0:33  توسط محمد  | 

49 روز میگذرد از فراق جانگدازش و کماکان سینه از داغ سنگینش میسوزد.

حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را به ما نشان دادند. دکتر شریعتی

من شخصاً به جرعت می توانم بگویم که من نوحه های خیلی زیادی را گوش دادم و حتی شاید تقریباً همه نوحه هایی که خوانده می شود حداقل یکبار شنیده ام.

ام متأسفنانه 98 درصد نوحه ها همه از زخمهای حسین و بی تابی طفلانش می گویند و کمتر دیده می شود که افکار حسین را به تصویر کشند . همان طور که ما از کوچکی تا به حال شنیده ایم می گویند این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست .واقعاً حسین اینست که به ما نشان دادند . آیا واقعاً زینب این قدر بی تابی می کرد در صورتی که از همان اول می دانست این جور بر سرشان می آید . نه از نظر . از زینب پرسیدند نظرت درباره واقعه عاشورا چیست : فرمود به والله عشق بود که می بارید. من که از کربلا جز عشق چیزی نمی بینم ولی ما هرچه می شنویم بی تابیست که این مدیحه سرایان آتش به ماجرا می زدند .

شخصاً هر وقت مصیبتی از بی تابی های که برای حسین و یارانش می خوانند میشنوم حتی یک قطره اشک هم از چشمانم جاری نمی شود ولی وقتی از عشق حسین می گویند و از افکارش می گویند ناخودآگاه اشک در چشمانم جاری و بر امامی که دارم افتخار میکنم .

اما حاج محمدجعفر گله دارزاده :

در نوحه هایش به جز از زخمهای حسین ما افکارش را نیز می بینیم . خدا رحمتش کند می گفت خدایا همانگونه که شور حسینی را به ما عطا فرمودی شعور حسینی را هم نصیب ما بگردان . نمی خواهم وارد بعضی مسائل سیاسی شوم ولی درآینده نه چندان دور من حتماً میگویم چون من از استادم ( گله دارزه) یاد گرفتم آزادانه تفکر کنم و آزادانه زندگی کنم و آزادانه بمیرم .

خدایش بیامرزد. شادی روح بلندش بخوانید فاتحه مع صلوات. منتظر من باشید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 13:27  توسط محمد  | 

با سلام . امروز چهلمین روز درگذشت نوحه سرای شهرمان حاج محمد جعفر گله دارزاده می باشد . به تمام دوستداران آن مرد آزاده تسلیت عرض می نماییم.

منتظر ارسال مطالب بعدی من باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 10:6  توسط محمد  |